پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت

تا پیه چشم بود چراغ نگاه سوخت

دودش بهار عنبر دریای رحمت است

هر دل که او در آتش شرم گناه سوخت

زان جلوه ای که حسن تو امشب بکار برد

دیدم ستاره داغ شد از رشک و ماه سوخت

چون شمع زآتش دل شب زنده دار خویش

ما را شب فراق تو موی کلاه سوخت

ظالم مروتی بدل ناز پرورم

بیچاره در غم تو به حال تباه سوخت

آن را که نیست زنده چو جویا دلش به عشق

چون شمع بر مزار به لب مد آه سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است
  2. شمارهٔ ۳۵۶از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
  3. شمارهٔ ۳۵۷در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
  4. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
  5. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
  6. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
  7. شمارهٔ ۳۶۱کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
  8. شمارهٔ ۳۶۲مه است روی تو یا آفتاب ازین دو کدام است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.