پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

آن را که غباری به رخ از تربت طوس است

در دیده اش اکلیل شهان، تاج خروس است

دنیا که به چشم تو بود زال کهن سال

در دیدهٔ بالغ نظران تازه عروس است

هر غنچه که دیدم بهم آورده لب شوق

بر نقش کف پای تو آمادهٔ بوس است

هر نرگس گلزار بود دیدهٔ عبرت

هر برگ گل باغ، کف دست فسوس است

جز سرزنش از اهل جهان قسمت او نیست

در پرورش دور شکم آن که چوکوس است

چون آینه جویا همه جا روی بیاید

آنرا که بری چهره اش از نقص عبوس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
  2. شمارهٔ ۳۵۵وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است
  3. شمارهٔ ۳۵۶از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
  4. شمارهٔ ۳۵۷در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
  5. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
  6. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
  7. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
  8. شمارهٔ ۳۶۱کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.