پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است

سرو و گل کی جانشین شیشه و پیمانه است

با زبان حال در رفتن ز خود گوید حباب

همدمان در بزم یکرنگی نفس بیگانه است

عاقل است آنکه که بر نادانی خود قائل است

هر که دانا می شمارد خویش را دیوانه است

در گلستانی که ریزد سرو من رنگ خرام

نکهت گل گرد راه جلوهٔ مستانه است

در ریاض دهر ناکامی گل دون فطرتی است

کامیابی در رکاب همت مردانه است

هر که دولتمندتر حرصش به دنیا بیشتر

پای تا سر گوهر شهوار آب و دانه است

در هوای شمع، آن رخسار از بس می تپد

مردمک در دیده ام جویا دل پروانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
  2. شمارهٔ ۳۵۴لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
  3. شمارهٔ ۳۵۵وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است
  4. شمارهٔ ۳۵۶از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
  5. شمارهٔ ۳۵۷در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
  6. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
  7. شمارهٔ ۳۵۹چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
  8. شمارهٔ ۳۶۰حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.