پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

در حریمش دل و جان باخته می باید رفت

شمع سان پای ز سر ساخته می باید رفت

توبه کن تا سبک از خویش توانی برخاست

آنچه اندوختی، انداخته می باید رفت

بخت اگر یار و مددکار شود سایه مثال

پی آن قد برافراخته می باید رفت

تا شود آینهٔ جلوهٔ او در ره شوق

دل زفکر همه پرداخته می باید رفت

بگسلد سلسلهٔ الفت دل تا زکنار

ای سرشک از پی هم تاخته می باید رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
  2. شمارهٔ ۳۵۲آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
  3. شمارهٔ ۳۵۳تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
  4. شمارهٔ ۳۵۴لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
  5. شمارهٔ ۳۵۵وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است
  6. شمارهٔ ۳۵۶از بتان مثل تو کافر ماجرایی برنخاست
  7. شمارهٔ ۳۵۷در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
  8. شمارهٔ ۳۵۸آه کامشب محتسب آب رخ میخانه ریخت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.