پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

زبان که منصب او پادشاهی سخن است

مدام بر در دل در گدایی سخن است

مرا کلام مسلسل کشیده در زنجیر

کمند صید دل من رسایی سخن است

تلاش معنی بیگانه تا توانی کن

اگر ترا هوس آشنایی سخن است

زنرگس تو رواج دگر گرفته سخن

به دور چشم تو عهد روایی سخن است

چو آفتاب که روی زمین منور ازوست

فروغ عالم دل روشنایی سخن است

نصیب غنچه لب بستهٔ دلم بادا

شکفتگی که گل آشنایی سخن است

درستی سخن از اهل درد جو جویا

شکسته حالی ما مومیایی سخن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵مهربانی با خلایق پاسبان دولت است
  2. شمارهٔ ۳۴۶قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است
  3. شمارهٔ ۳۴۷سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
  4. شمارهٔ ۳۴۸دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
  5. شمارهٔ ۳۴۹در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
  6. شمارهٔ ۳۵۰در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
  7. شمارهٔ ۳۵۱هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
  8. شمارهٔ ۳۵۲آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.