پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

رفتی و حال دل از بسیاری غم درهم است

در چمن هر شاخ گل دور از تو نخل ماتم است

حرف بی مغزی بریزد گر ز نوک خامه ای

دلنشین ساده لوحان همچو نقش خاتم است

عذرخواهی چاره باشد خاطر رنجیده را

چرب نرمی زخم شمشیر زبان را مرهم است

گر ندانی خویش را داناترین مردمی

شعر خوب اکثر به نام مولوی لااعلم است

آرزوی مستی سرشارم امشب در سر است

گر همه پر می کنی پیمانه، ساقی! پر، کم است

شوخ ما را نیست جز در دامن وحشت قرار

چون شرار این شعله خو آغوش پرورد رم است

تا توانی در شکست دشمن سرکش مکوش

خار تا در پای نشکسته است آزارش کم است

ای جفا جو بر جوانیهای عشقم رحم کن

‏ چهرهٔ خاطر هنوزم نو خط گرد غم است

نیستی بگزین که ره یابی به معراج قبول

شکل لابر دعویم آری دلیل سلم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴خون دل تا شراب احمر ماست
  2. شمارهٔ ۳۴۵مهربانی با خلایق پاسبان دولت است
  3. شمارهٔ ۳۴۶قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است
  4. شمارهٔ ۳۴۷سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
  5. شمارهٔ ۳۴۸دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
  6. شمارهٔ ۳۴۹در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
  7. شمارهٔ ۳۵۰در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
  8. شمارهٔ ۳۵۱هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.