پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

خون دل تا شراب احمر ماست

گردش رنگ دور ساغر ماست

خاک گردید بر شدن بفلک

شیوهٔ عجز زورآور ماست

بطپیدن زخویشتن رفتم

دل پراضطراب شهپر ماست

نامه ام نامه بر نمیخواهد

پرش رنگ ما کبوتر ماست

نگه ما شمیم گل دارد

تا هوای رخ تو در سر ماست

آسمان است اینکه در گرد است

یا غبار دل مکدر ماست

تا رگ دل گشوده مژگانت

ابر خونبار دیدهٔ تر ماست

آه ما روز و شب جهانگیر است

تیغ خورشید کی به جوهر ماست

آسمان و زمین مگو جویا

صاف مینا و درد ساغر ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است
  2. شمارهٔ ۳۴۷سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
  3. شمارهٔ ۳۴۸دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
  4. شمارهٔ ۳۴۹در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
  5. شمارهٔ ۳۵۰در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
  6. شمارهٔ ۳۵۱هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
  7. شمارهٔ ۳۵۲آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
  8. شمارهٔ ۳۵۳تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.