پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

مهربانی با خلایق پاسبان دولت است

در حقیقت دل شکستن کسرشان دولت است

بر شکم سنگ قناعت بند و آسایش گزین

سیری از چیزی که ممکن نیست نان دولت است

گر حقیقت بین شوی، خون دل خود می خوری

آنکه سرمست شراب ارغوان دولت است

باده نوشی را که باشد پادشاه وقت خویش

ابر عالم گیر بر سر سایبان دولت است

در به روی خلق بگشا تا ببینی فتح باب

راندن دربان ز درگه پاسبان دولت است

لقمهٔ بی شبه در کشکول فقر آماده است

خون دلها نعمت الوان خوان دولت است

کی رود جویا علم از سیلی پرچم زجای

بردباری با سبک مغزان نشان دولت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
  2. شمارهٔ ۳۴۸دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
  3. شمارهٔ ۳۴۹در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
  4. شمارهٔ ۳۵۰در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
  5. شمارهٔ ۳۵۱هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
  6. شمارهٔ ۳۵۲آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
  7. شمارهٔ ۳۵۳تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
  8. شمارهٔ ۳۵۴لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.