پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

قسمت هرکس ز نعمت خانه‌اش پیمانه‌ای است

آنکه ز ابر رحمتش هر قطره رزق دانه‌ای است

جوش یک‌رنگی ز بس با هم نیاز و ناز داشت

در نظر هر شعلهٔ شمعم پر پروانه‌ای است

بی‌تو دل در سینه‌ام افگنده شور محشری

بی‌تکلف طرفه سرمستی عجب دیوانه‌ای است

با توکل ساز و در بند غم روزی مباش

زانکه هر دندان کلید رزق را دندانه‌ای است

پیش روی ماه من لیلی نیارد سبز شد

قصهٔ مجنون به پیش وحشتم افسانه‌ای است

سر به محراب خم شمشیر می‌آرم فرود

قبله‌ام پیوسته طاق ابروی مردانه‌ای است

در هوایش دل به حیرت داده جویا دیده را

برامیدش باز آغوش در هر خانه‌ای است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
  2. شمارهٔ ۳۴۹در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
  3. شمارهٔ ۳۵۰در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
  4. شمارهٔ ۳۵۱هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
  5. شمارهٔ ۳۵۲آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
  6. شمارهٔ ۳۵۳تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
  7. شمارهٔ ۳۵۴لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
  8. شمارهٔ ۳۵۵وقت خود را هر که بهر این و آن گم کرده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.