پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است

زچشم اشک بعینه ستاره افتاده است

زبان سرمهٔ دنباله دار می گوید

سیاه مستی چشمش گذاره افتاده است

مرا ز دیدن صبح دوباره شد روشن

که چرخ را نفسش در شماره افتاده است

زجوش موج طراوت ترا زلجهٔ حسن

بهار عنبر خط بر کناره افتاده است

سزد ز خویش چو شبنم روم به بال نگاه

مرا که بر تو گذار نظاره افتاده است

ترا دلیل به بیچارگی دل جویا

همین بس است که در فکر چاره افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
  2. شمارهٔ ۳۳۱از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
  3. شمارهٔ ۳۳۲زاهد از دنیا پی تحصیل سیم و زر گذشت
  4. شمارهٔ ۳۳۳خلوت تن از فروغ جوهر جان روشن است
  5. شمارهٔ ۳۳۴لعل میگون تو تا غارتگر هوش من است
  6. شمارهٔ ۳۳۵بیخود صهبای حیرت باش می نوشی بس است
  7. شمارهٔ ۳۳۶از موج چین، جبین هر آن کس که ساده است
  8. شمارهٔ ۳۳۷ناخنی گر می زند بر دل نوای سازهاست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.