پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است

صد آنقدر به دامن دل واچکیده است

صد چشمه ام ز هر بن مو جوش میزند

خون جگر ز دیده نه تنها چکیده است

پیوسته در نهاد زمین شور قلزم است

بر خاک اشک از مژه ام تا چکیده است

شرمنده ام که خون دل بی ادب چرا

بر دامنش ز زلف چلیپا چکیده است

فریاد از فراق تو کز چشم تر مرا

در هر فشردن مژه دریا چکیده است

موج میست لعل تو یا بال مرغ روح

یا قطره خون که از دل جویا چکیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲زاهد از دنیا پی تحصیل سیم و زر گذشت
  2. شمارهٔ ۳۳۳خلوت تن از فروغ جوهر جان روشن است
  3. شمارهٔ ۳۳۴لعل میگون تو تا غارتگر هوش من است
  4. شمارهٔ ۳۳۵بیخود صهبای حیرت باش می نوشی بس است
  5. شمارهٔ ۳۳۶از موج چین، جبین هر آن کس که ساده است
  6. شمارهٔ ۳۳۷ناخنی گر می زند بر دل نوای سازهاست
  7. شمارهٔ ۳۳۸کم گرفتن عشق را بسیار کافر نعمتی است
  8. شمارهٔ ۳۳۹آرام در مقام رضای خدا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.