پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست

لخت دل بر سر مژگان گل نظارهٔ اوست

نو خط گرد کدورت نبود چهرهٔ دل

گره جبههٔ غم مهرهٔ گهوارهٔ اوست

گوشه گیری نگزینند مگر اهل طلب

پا به دامن نکشد هر که نه آوارهٔ اوست

دلش از روزن چشمی چقدر آب خورد

همه تن آینه در حیرت نظارهٔ اوست

مطلب چارهٔ بیچارگی دل جویا

دل حریف است که بیچاره شدن چارهٔ اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
  2. شمارهٔ ۳۳۰برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
  3. شمارهٔ ۳۳۱از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
  4. شمارهٔ ۳۳۲زاهد از دنیا پی تحصیل سیم و زر گذشت
  5. شمارهٔ ۳۳۳خلوت تن از فروغ جوهر جان روشن است
  6. شمارهٔ ۳۳۴لعل میگون تو تا غارتگر هوش من است
  7. شمارهٔ ۳۳۵بیخود صهبای حیرت باش می نوشی بس است
  8. شمارهٔ ۳۳۶از موج چین، جبین هر آن کس که ساده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.