پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

تا کام خواهش از می بی غش گرفته است

برگ گلی است لعل تو کآتش گرفته است

شب تا سحر هوازدهٔ آرزوی تست

گر غنچه را دماغ مشوش گرفته است

تا خواهشم به نعمت دیدار دست یافت

صد بوسه زان دو لب به نمک چش گرفته است

تأثیر آه ماست که هر شام از شفق

اطراف دامن فلک آتش گرفته است

چون بگسلم ز یار که جویا دل مرا

با تارتار طرهٔ دلکش گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
  2. شمارهٔ ۳۲۴تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
  3. شمارهٔ ۳۲۵شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
  4. شمارهٔ ۳۲۶بی لب لعلش کباب در نمک خوابیده است
  5. شمارهٔ ۳۲۷تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
  6. شمارهٔ ۳۲۸چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
  7. شمارهٔ ۳۲۹حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۰برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.