پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۳

آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است

شوخی که زدل می برد آرام همین است

مستانه خرامان شده آن شاخ گل امروز

ای سرو زحق نگذری اندام همین است

نگرفت کسی کام زوصل تو بهرحال

گر زاری اگر زورگر ابرام همین است

چندین چه کنی محرم خود باد صبا را

دل را به سر زلف تو پیغام همین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۵شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
  2. شمارهٔ ۳۲۶بی لب لعلش کباب در نمک خوابیده است
  3. شمارهٔ ۳۲۷تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
  4. شمارهٔ ۳۲۸چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
  5. شمارهٔ ۳۲۹حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۰برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
  7. شمارهٔ ۳۳۱از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۲زاهد از دنیا پی تحصیل سیم و زر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.