پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت

برگ عیشش عندلیبان را پریشان کرد و رفت

مشفق قیقاچی که آن برگشته مژگان کرد و رفت

لاله زار سینهٔ ما را نیستان کرد و رفت

رنگ و بویی کز رخ و زلفش نسیم اندوخت دوش

صبحگاهان صرف تعمیر گلستان کرد و رفت

شوخ رنگین جلوهٔ من تا از این وادی گذشت

دشت را از لاله خون دل به دامان کرد و رفت

کار دل با تیغ ابرویی است کز نظاره ای

چشم را بر روی ما زخم نمایان کرد و رفت

تخم اشکی هر که امروز از پشیمانی فشاند

بهر خود صحرای محشر را گلستان کرد و رفت

از سر زلف که آمد رو به این وادی نسیم

خاطر آسوده ام جویا پریشان کرد و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
  2. شمارهٔ ۳۲۵شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
  3. شمارهٔ ۳۲۶بی لب لعلش کباب در نمک خوابیده است
  4. شمارهٔ ۳۲۷تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
  5. شمارهٔ ۳۲۸چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
  6. شمارهٔ ۳۲۹حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
  7. شمارهٔ ۳۳۰برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
  8. شمارهٔ ۳۳۱از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.