پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است

گر فراغت هست با بال و پر بیگانگی است

هر که راه آشنایی را زهر سوبسته است

اختلاط خلق با او از در بیگانگی است

تن به جان بهر بریدن آشنایی می کند

این صدف گنجینه دار گوهر بیگانگی است

اطلس در خون طپیدن بالش آمیزش است

مخمل خواب فراغت بستر بیگانگی است

جام صاف وحشت از در کدورتها بریست

لالهٔ بی داغ در بوم و بر بیگانگی است

آشنای مردم دنیا گرفتار خود است

راه بیرون آمدن از خود در بیگانگی است

از دکان آشنایی جنس آسایش مجوی

این گهر جویا متاع بندر بیگانگی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است
  2. شمارهٔ ۳۱۸در مشربی که مسلک و منزل برابر است
  3. شمارهٔ ۳۱۹آسوده دلی که بی قرار است
  4. شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
  5. شمارهٔ ۳۲۱تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
  6. شمارهٔ ۳۲۲نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
  7. شمارهٔ ۳۲۳آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
  8. شمارهٔ ۳۲۴تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.