پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است

در صف مژگان نگاهش تیر روی ترکش است

هر که خالی شد زخود لبریز کیفیت بود

هر حبابی پیش ما جام شراب بیغش است

هر قدر پختم خیالش همچنان خام است خام

کار چشم و دل همانا کار آب و آتش است

هر قدر در راحت افتد نفس طغیان می کند

بستر نرمی چو یابد شعله شعله از خس سرکش است

از خیال دلبری جویا نیاساید دمی

چشم او از فیض معشوقی است گر عاشق وش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹آسوده دلی که بی قرار است
  2. شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
  3. شمارهٔ ۳۲۱تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
  4. شمارهٔ ۳۲۲نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۳۲۳آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
  6. شمارهٔ ۳۲۴تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
  7. شمارهٔ ۳۲۵شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
  8. شمارهٔ ۳۲۶بی لب لعلش کباب در نمک خوابیده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.