پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

در مشربی که مسلک و منزل برابر است

موج عنان گسسته به ساحل برابر است

دل برد طفلی از من و داغم که پیش او

یک مهرهٔ گلین بدو صد دل برابر است

این نقد دنیوی دهد آن فیض اخروی

کی دست بخشش و کف سایل برابر است

آرام واله تو کم از اضطراب نیست

تمکین حیرت و طپش دل برابر است

در دست دل بود سر زنجیر آسمان

هر مد آه ما به سلاسل برابر است

جویا مرا به پیرهن دل عبیرجان

با گرد راه مرشد کامل برابر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
  2. شمارهٔ ۳۲۱تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
  3. شمارهٔ ۳۲۲نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
  4. شمارهٔ ۳۲۳آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
  5. شمارهٔ ۳۲۴تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
  6. شمارهٔ ۳۲۵شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
  7. شمارهٔ ۳۲۶بی لب لعلش کباب در نمک خوابیده است
  8. شمارهٔ ۳۲۷تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.