پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

آسوده دلی که بی قرار است

آن دیده خنک که شعله بار است

چون آینه عیب جو در این بزم

تا عیب نماست عیب دار است

کینم بدل تو بی مروت

پنهان در سنگ چون شرار است

بر ساحت نه فلک کند سیر

هر کس بر خویشتن سوار است

بر پشت لب تو سبزهٔ خط

چون موج نسیم نوبهار است

فریاد تو مناسبت نجوید

با شعله که طفل نی سوار است

در چشمم هر کنار موجی است

هر موج به چشم من کنار است

گر غنچهٔ دل شکفته باشد

هر سوی که بنگری بهار است

هرگز روی خوشی نبیناد

هر دل که نه از غمت فگار است

صبر و دل بیقرار عاشق

پیمانه و دست رعشه دار است

پیراهن جسم نازک او

جویا از نکهت بهار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
  2. شمارهٔ ۳۲۲نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
  3. شمارهٔ ۳۲۳آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
  4. شمارهٔ ۳۲۴تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
  5. شمارهٔ ۳۲۵شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
  6. شمارهٔ ۳۲۶بی لب لعلش کباب در نمک خوابیده است
  7. شمارهٔ ۳۲۷تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
  8. شمارهٔ ۳۲۸چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.