پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

دلم چو کام هوس زان دو ناب گرفت

دگر به ساقی کوثر که از شراب گرفت

به سیل اشک ندامت کسی که تن در داد

پی عمارت عقبا گلی در آب گرفت

خداگواست که چیزی به خویش نسپارد

محاسبی که تواند زخود حساب گرفت

عرق فشان حجاب از نگاه گرم که شد

دگر که از گل رخسار او گلاب گرفت

توان به راستی از اهل ظلم باج ستاند

خدنگ ما پر پرواز از عقاب گرفت

زند به روی چمن دست روز استغنا

سحر که موج نسیم از رخت نقاب گرفت

فتد چو پرتو خورشید بر گل رویش

گمان کنند خلایق که آفتاب گرفت

هر آنچه یک نفس اندوخت از دلم مژگان

زبحر جویا در قرنها سحاب گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴پیش اهل دل دهان خنده زخم تن بس است
  2. شمارهٔ ۳۱۵جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است
  3. شمارهٔ ۳۱۶محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۷تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است
  5. شمارهٔ ۳۱۸در مشربی که مسلک و منزل برابر است
  6. شمارهٔ ۳۱۹آسوده دلی که بی قرار است
  7. شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
  8. شمارهٔ ۳۲۱تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.