پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

دل گرفتار است تا گردآور سیم و زر است

بلبل ما در قفس چون غنچه از بال و پر است

نالهٔ عاشق بقدر درد می بخشد اثر

آه اگر بی لخت دل باشد خدنگ بی پر است

می همین دل مردگان را نیست اکسیر حیات

رنگ رخسار ترا هم کیمیای احمر است

برق بیتابیم را کهسار غم جولانگر است

دل تپیدن شهپر عنقای قاف دیگر است

حسن ذاتی را به آرایش نباشد احتیاج

خال و خط طاووس رنگین بال و پر را زیور است

هست خوبان را دورنگی در خور حسن و جمال

از گل رعنا بت زیبای من رعناتر است

قطرهٔ اشک ندامت راه چشم کم مبین

شاهد اعمال را جویا گرامی گوهر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳بر آفتاب عارض او خال مشکبوست
  2. شمارهٔ ۳۱۴پیش اهل دل دهان خنده زخم تن بس است
  3. شمارهٔ ۳۱۵جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است
  4. شمارهٔ ۳۱۶محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۷تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است
  6. شمارهٔ ۳۱۸در مشربی که مسلک و منزل برابر است
  7. شمارهٔ ۳۱۹آسوده دلی که بی قرار است
  8. شمارهٔ ۳۲۰نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.