پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است

وآنچه نگذشته است در خاطر ترا یاد من است

ناله می گردد تکلم بر لبم از درد هجر

گفت و گوی من چو نی دور از تو فریاد من است

پنجهٔ صد کوهکن پیچیده دست قدرتم

بیستون؛ دل، تیشه ناخن، پنجه فرهاد من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است
  2. شمارهٔ ۳۱۰دل از خیال رخت سرخوش ایاغ گل است
  3. شمارهٔ ۳۱۱دل گرفتار است تا گردآور سیم و زر است
  4. شمارهٔ ۳۱۲دلم چو کام هوس زان دو ناب گرفت
  5. شمارهٔ ۳۱۳بر آفتاب عارض او خال مشکبوست
  6. شمارهٔ ۳۱۴پیش اهل دل دهان خنده زخم تن بس است
  7. شمارهٔ ۳۱۵جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است
  8. شمارهٔ ۳۱۶محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.