پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است

شهید عشقم و لب تشنگی گواه من است

نشست تا به رخت گرد خط همی نالم

که آه از اثر آه صبحگاه من است

بلند گشته چنان شهرت نکویی او

که آفتاب پرستار روی ماه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳آرام تو نشانهٔ هواداران دل است
  2. شمارهٔ ۳۰۴از سوز سینه مغز سرم در گرفته است
  3. شمارهٔ ۳۰۵مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است
  4. شمارهٔ ۳۰۶عالم آب است جام می زدست ما شکست
  5. شمارهٔ ۳۰۷آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
  6. شمارهٔ ۳۰۸سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیست
  7. شمارهٔ ۳۰۹دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است
  8. شمارهٔ ۳۱۰دل از خیال رخت سرخوش ایاغ گل است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.