پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست

که خط پشت لبت حسن مطلع ابروست

شب فراق تو خوناب اشک سیلابی است

که کبک را به سر کوهسار تا زانوست

به جنبش مژه چشمت گشود عقدهٔ دل

برات خرمی ما به شاخ این آهوست

من و تو چون دو زبان قلم یکی شده ایم

میان ما و تو جویا نگنجد ار یک موست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود
  2. شمارهٔ ۲۹۸شکرین لعل او مکیدهٔ ماست
  3. شمارهٔ ۲۹۹دیار غربتم آنجا بود که انجمن است
  4. شمارهٔ ۳۰۰بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است
  5. شمارهٔ ۳۰۱زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
  6. شمارهٔ ۳۰۲می تواند در نظر نقش خیال یار بست
  7. شمارهٔ ۳۰۳آرام تو نشانهٔ هواداران دل است
  8. شمارهٔ ۳۰۴از سوز سینه مغز سرم در گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.