پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود

خوی دل آب و هوایش سوخته بود

پرتو شمع برون رفت چو دود از روزن

بسکه از جوش حیا چهره ات افروخته بود

رفت چون موج به سیلاب رگ ابر بهار

زآنچه امشب مژه از بحر دل اندوخته بود

تا دم از عشق زدم رازدرونم گل کرد

گویی از تار نفس زخم دلم دوخته بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹دیار غربتم آنجا بود که انجمن است
  2. شمارهٔ ۳۰۰بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است
  3. شمارهٔ ۳۰۱زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
  4. شمارهٔ ۳۰۲می تواند در نظر نقش خیال یار بست
  5. شمارهٔ ۳۰۳آرام تو نشانهٔ هواداران دل است
  6. شمارهٔ ۳۰۴از سوز سینه مغز سرم در گرفته است
  7. شمارهٔ ۳۰۵مهی که مهر رخش در ضمیر ما گرم است
  8. شمارهٔ ۳۰۶عالم آب است جام می زدست ما شکست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.