پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

جوش اشکم از شفق بر آسمان خوناب ریخت

شیشهٔ رنگم شکست و بر زمین مهتاب ریخت

پرتوی از آتش خوی تر بر کهسار تافت

از دل خارا شرر چون قطره های آب ریخت

دور از آن خاک سر کوبسکه می پیچم به خویش

از جگر تا دیده اشکم رنگ صد گرداب ریخت

تا نسیم نسترن زار بناگوشت وزید

شبنم از هر قطرهٔ اشکم در سیراب ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت
  2. شمارهٔ ۲۹۷در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود
  3. شمارهٔ ۲۹۸شکرین لعل او مکیدهٔ ماست
  4. شمارهٔ ۲۹۹دیار غربتم آنجا بود که انجمن است
  5. شمارهٔ ۳۰۰بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است
  6. شمارهٔ ۳۰۱زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
  7. شمارهٔ ۳۰۲می تواند در نظر نقش خیال یار بست
  8. شمارهٔ ۳۰۳آرام تو نشانهٔ هواداران دل است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.