پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

چرخ خاکستری از آتش سودای من است

وسعت آباد جهان گوشهٔ صحرای من است

فیض باطن سبب زینت ظاهر باشد

چاک دل غنچه صفت زیب سراپای من است

طرفه انداز خرامی است ترا فرش رهت

تا نظر کار کند چشم تمنای من است

نبض بیمار صفت در ره شوقش جویا

جاده گرم طپش از گرمرویهای من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹از آن، شکفتگی ای بی تو گل به باغ نداشت
  2. شمارهٔ ۲۹۰چرخ را از تو نکو روی تری یاد کجاست؟
  3. شمارهٔ ۲۹۱فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست
  4. شمارهٔ ۲۹۲از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست
  5. شمارهٔ ۲۹۳دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است
  6. شمارهٔ ۲۹۴جوش اشکم از شفق بر آسمان خوناب ریخت
  7. شمارهٔ ۲۹۵همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست
  8. شمارهٔ ۲۹۶با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.