پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

شد دعای ناتوانان تا اجابت گاه راست

با کمان قامت خم رفت تیر آه راست

کی برند از مسلک حق فیض ارباب نفاق

مار کج کج می رود هر چند باشد راه راست

نور روی آفتاب من کم از خورشید نیست

کی توان دیدن سوی آن رشک مهر و ماه راست

چون توان دیدن ز دست اندازی باد صبا

بر رخش گه کج شود زلف سیاه و گاه راست

از چشم ترم مردمک آهی شد و برخاست

مژگان زغمت دود سیاهی شد و برخاست

ای مهر لقا هر که ترا دید چو شبنم

از هستی خود محو نگاهی شد و برخاست

چون چشم حباب آنکه ترا نیم نظر دید

از هستی موهوم خود آهی شد و برخاست

چون آینه جویا همه تن محو جمالم

هر مو به تنم مد نگاهی شد و برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰چرخ را از تو نکو روی تری یاد کجاست؟
  2. شمارهٔ ۲۹۱فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست
  3. شمارهٔ ۲۹۲از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست
  4. شمارهٔ ۲۹۳دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است
  5. شمارهٔ ۲۹۴جوش اشکم از شفق بر آسمان خوناب ریخت
  6. شمارهٔ ۲۹۵همین نه مصرع موزون تراقد دلجوست
  7. شمارهٔ ۲۹۶با اسیران نازها امروز زنجیر تو داشت
  8. شمارهٔ ۲۹۷در دیاری که دلم عاشقی آموخته بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.