پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

به آب و تاب حسنش عشقباز است

دلم چون شمع در سوز و گداز است

دل تنگ از تماشایش گشادید

نگاه ما کلید قفل راز است

نماید آب و تاب حسن او را

شکست رنگ ما آیینه ساز است

خیالی در برم دوش آتش افروخت

هنوزم شیشهٔ دل در گداز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶رفتن از خویش به یادش سفر مردان است
  2. شمارهٔ ۲۸۷چرخ خاکستری از آتش سودای من است
  3. شمارهٔ ۲۸۸شد دعای ناتوانان تا اجابت گاه راست
  4. شمارهٔ ۲۸۹از آن، شکفتگی ای بی تو گل به باغ نداشت
  5. شمارهٔ ۲۹۰چرخ را از تو نکو روی تری یاد کجاست؟
  6. شمارهٔ ۲۹۱فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست
  7. شمارهٔ ۲۹۲از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست
  8. شمارهٔ ۲۹۳دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.