پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت

لاله از شرم رخ لعلش ره صحرا گرفت

جلوه گر ز آیینهٔ نقصان شود حسن کمال

تا به سروستان شدی کار قدت بالا گرفت

در فغان چون کوهسار آمد ز درد ناله ام

پنجهٔ بیداد دل تا دامت صحرا گرفت

دانه یاقوت می ریزد سرشک از دیده اش

هر که کام دل از آن لعل قدح پیما گرفت

تا نسیم آورد بوی لیلی ما را به دشت

گل چو نقش پا به پیشانی ره صحرا گرفت

انبساط خاطرت را غنچه سان آماده باش

گر دلت امروز از اندیشهٔ فردا گرفت

بسکه از پا تا سرش جویا دو رنگی ظاهر است

سرو قدش باج از شاخ گل رعنا گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفت
  2. شمارهٔ ۲۸۲هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیست
  3. شمارهٔ ۲۸۳خوش است بوسه بر آن لعل خط دمیده خوش است
  4. شمارهٔ ۲۸۴به آب و تاب حسنش عشقباز است
  5. شمارهٔ ۲۸۵تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده است
  6. شمارهٔ ۲۸۶رفتن از خویش به یادش سفر مردان است
  7. شمارهٔ ۲۸۷چرخ خاکستری از آتش سودای من است
  8. شمارهٔ ۲۸۸شد دعای ناتوانان تا اجابت گاه راست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.