پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است

خال بر رخسارهٔ سبزان چراغ مرده است

بسکه می پیچد به خود از تیره روزیهای من

شام هجران سایهٔ آن زلف برهم خورده است

سرود نوخیز تو تا بیرون خرامید از چمن

برگ برگ غنچه اش لخت دل آزرده است

ظاهرا از روزن آیینه خود را دیده ای

یا ز رویت رنگ سیلاب طراوت برده است

قدرت آن کو که بردارم نگه از عارضش

بسکه بر رخسار او از شوق پا افشرده است

مخزن اسرار یزدان را شده گنجینه دار

در جهان هر کسی دلی جویا به دست آورده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
  2. شمارهٔ ۲۸۰خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است
  3. شمارهٔ ۲۸۱صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفت
  4. شمارهٔ ۲۸۲هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیست
  5. شمارهٔ ۲۸۳خوش است بوسه بر آن لعل خط دمیده خوش است
  6. شمارهٔ ۲۸۴به آب و تاب حسنش عشقباز است
  7. شمارهٔ ۲۸۵تا چمن از جلوه ات رشک جنان گردیده است
  8. شمارهٔ ۲۸۶رفتن از خویش به یادش سفر مردان است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.