پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

دور از تو هر لبی که می ناب خورده است

لب نیست لختی از دل خوناب خورده است

اشکم ز دیدهٔ بیضهٔ طوطی فرو چکد

زان حسن سبزه بسکه دلم آب خورده است

ننشست نیم لحظه به بزمم قدح ز دور

می همتم به ساغر گرداب خورده است

مرغابی سرشک جهد چون نگه ز چشم

گویی که طبل از دل بیتاب خورده است

از پیچ و تاب رشتهٔ عمرم عجب مدار

با موی آن کمر ز ازل تاب خورده است

ریزم گلاب ناب زمژگان بجای اشک

جویا دلم از آن گل رو آب خورده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵چشمت که ز خون ما شرابی است
  2. شمارهٔ ۲۵۶همین نه لاله به داغ تو ای سمنبر سوخت
  3. شمارهٔ ۲۵۷همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
  4. شمارهٔ ۲۵۸در تماشای رخت تاب و توان از ما نیست
  5. شمارهٔ ۲۵۹هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
  6. شمارهٔ ۲۶۰باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
  7. شمارهٔ ۲۶۱تا تو رفتی صحن گلشن کشت آفت دیده است
  8. شمارهٔ ۲۶۲کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.