پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

همین نه لاله به داغ تو ای سمنبر سوخت

به باغ غنچهٔ گل چون فتیله عنبر سوخت

زجلوه ای که نمود آفتاب دیدارت

در آینه چون پر و بال برق جوهر سوخت

اگرچه یافته صد خلعت گداز تنم

چو شمع آتش شوق تو بازم از سر سوخت

کسی که گرم رو راه نیستی گردید

گداخت شمع صفت بال سعیش و پر سوخت

بیا به باغ که بیم از نگاه نرگس نیست

سپند چشم بدت لاله تا به مجمر سوخت

زشرح نامهٔ پرسوز خود مگو جویا

همین بس است که بال و پر کبوتر سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸در تماشای رخت تاب و توان از ما نیست
  2. شمارهٔ ۲۵۹هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
  3. شمارهٔ ۲۶۰باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
  4. شمارهٔ ۲۶۱تا تو رفتی صحن گلشن کشت آفت دیده است
  5. شمارهٔ ۲۶۲کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟
  6. شمارهٔ ۲۶۳چسبیده به هم گرچه لب از شهد نکاتت
  7. شمارهٔ ۲۶۴چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
  8. شمارهٔ ۲۶۵سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.