پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست

که صبح نیز در این روزگار صادق نیست

دوا به درد کنیدم که در طبیعت دل

هوای کشور آسودگی موافق نیست

همیشه سیلی جورم نواخت بر رخ دل

فغان که آن صنم دل نواز مشفق نیست

فغان اهل محبت ز درد بی دردی است

بنالد آنکه ز بیداد عشق، عاشق نیست

ز زلف وعدهٔ تاری نموده ای دوشم

خلاف عهد سر مویی از تو لایق نیست

فروغ صدق ز سیمای او مجو جویا

چو شمع آنکه زبان با دلش موافق نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
  2. شمارهٔ ۲۶۷زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
  3. شمارهٔ ۲۶۸اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است
  4. شمارهٔ ۲۶۹از روی نو خط تو دل زار من شکفت
  5. شمارهٔ ۲۷۰تنها نه قلب دل نگه او شکسته است
  6. شمارهٔ ۲۷۱پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
  7. شمارهٔ ۲۷۲درویشیم به حشمت دارا برابر است
  8. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.