پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

دل افروخته را آفت افسردن نیست

هر کرا زنده به عشق است غم مردن نیست

کرد گردآوری خود دلم از پهلوی صبر

کار گرداب به جز گریه فرو خوردن نیست

بر جگر گوشهٔ دل داغ اسیری مپسند

ستمی سخت تر از معنی کس بردن نیست

این بساطی که زامید فروچیده دلت

پیش ارباب نظر قابل گستردن نیست

هوسم دست به پستان تو یکبار نیافت

این اناریست که در پنجه افشردن نیست

غافلان را نبود فکر مآلی جویا

گل تصویر در اندیشهٔ پژمردن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
  2. شمارهٔ ۲۷۶هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
  3. شمارهٔ ۲۷۷کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
  4. شمارهٔ ۲۷۸لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
  5. شمارهٔ ۲۷۹تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
  6. شمارهٔ ۲۸۰خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است
  7. شمارهٔ ۲۸۱صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفت
  8. شمارهٔ ۲۸۲هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.