پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است

تیر روی ترکش مژگان نگاه او بس است

چشم من بر ما ضعیفان ناز آن ابرو بس است

با کمان سختی به قدر قوت بازو بس است

دل شود بیتاب تر از مهربانیهای یار

برق خرمن سوز طاقت روی گرم او بس است

می کند تسخیر عالم تیغ بی زنهار عجز

‏ از خم بازو مرا شمشیر چون ابرو بس است

یافتن بتوان به فکر آن معنی باریک را

عینک ارباب دید آیینهٔ زانو بس است

نفرت محراب از این مردم نخواهد حجتی

اینکه دزدیده ست از اهل ریا پهلو بس است

می توان داد سخن سنجی ز فیض فکر داد

طوطی نطق ترا آیینهٔ زانو بس است

گو نباشد با گل و سوسن زبان وصف یار

سرو باغ انگشت حیرت بر لب هر جو بس است

ما زلطف یار زین پس با عتابش ساختیم

شمع خلوتخانهٔ دل گرمی آن خو بس است

دست گیری اهل همت را نباشد جز کرم

مرد را حرز جوادی قوت بازو بس است

چون بر انگیزد جمالش لشکر خط را زجای

بهر تسخیر تو جویا تیغ آن ابرو بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
  2. شمارهٔ ۲۷۸لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
  3. شمارهٔ ۲۷۹تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
  4. شمارهٔ ۲۸۰خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است
  5. شمارهٔ ۲۸۱صبحدم خار چمن دامان آن دلجو گرفت
  6. شمارهٔ ۲۸۲هیچگه بی پیچ و تاب این جسم غم فرسوده نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۳خوش است بوسه بر آن لعل خط دمیده خوش است
  8. شمارهٔ ۲۸۴به آب و تاب حسنش عشقباز است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.