پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت

که لخت لخت جگر را به روی کار نداشت

کدام شمع در این تیره خاکدان افروخت

که تا سحر به رهش چشم انتظار نداشت

مپرس حاد دل تیره ام که از دم صبح

کدام روز که این آینه غبار نداشت

ز سرو و سوسن و گل داد خودنمایی داد

خوش آب و رنگ تری از تو نوبهار نداشت

به کوه و دشت و چمن طرح سیر افکندم

گلی به رنگ تو امروز روزگار نداشت

نهال آنکه بشد از گداز تن سیراب

چو نخل شمع بجز شعله برگ و بار نداشت

جمیله بود عروس جهان ولی جویا

به چشم اهل نظر رنگ اعتبار نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است
  2. شمارهٔ ۲۶۹از روی نو خط تو دل زار من شکفت
  3. شمارهٔ ۲۷۰تنها نه قلب دل نگه او شکسته است
  4. شمارهٔ ۲۷۱پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
  5. شمارهٔ ۲۷۲درویشیم به حشمت دارا برابر است
  6. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
  7. شمارهٔ ۲۷۴این ماه چارده که ترا در برابر است
  8. شمارهٔ ۲۷۵رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.