پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است

گویی ز صاف و درد می آب و گل من است

از تخم عشق یار که در سینه کاشتم

برداشتن دل از دو جهان حاصل من است

افتادگی است مقصد صحرا نورد عشق

واماندگی به راه طلب منزل من است

از میل خاطری که به آن دلربا مراست

دانسته ام که خاطر او مایل من است

محراب بندگی است شهیدان عشق را

این تیغ کج که در کمر قاتل من است

بیتابی ام چو گرد زمین را به یاد داد

این طور بال و پر زدن بسمل من است

عاشق که با خود است به غربت فتاده است

از خود به هر طرف که روم منزل من است

دریا به خاک ره نفشاند گهر به مفت

این اختراع دیدهٔ دریا دل من است

آن قطره خون سوخته کز کبریای عشق

قلزم خروش آمده جویا، دل من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
  2. شمارهٔ ۲۷۴این ماه چارده که ترا در برابر است
  3. شمارهٔ ۲۷۵رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
  4. شمارهٔ ۲۷۶هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
  5. شمارهٔ ۲۷۷کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
  6. شمارهٔ ۲۷۸لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
  7. شمارهٔ ۲۷۹تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
  8. شمارهٔ ۲۸۰خامشی با وضع شوخ آن صنم پیوسته است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.