پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

تنها نه قلب دل نگه او شکسته است

بازار خوش نگاهی آهو شکسته است

در باغ بهر مشق ستم هر بنفشه ای

پیش خط سیاه تو زانو شکسته است

از بس سیاه مستی نازش زخود ربود

آن چشم را زبان سخنگو شکسته است

امروز محتسب نه به می متهم شده است

این کاسه بارها به سر او شکسته است

چون دیدنش توان که زهر تاب آن کمر

در دیدهٔ نظارگیان مو شکسته است

قلب هزار دل شکند با اشاره ای

طرف کلاه ناز بر ابرو شکسته است

امروز باز تا چه شنیدی، چه دیده ای؟

جویا چه شد که رنگ تو بر رو شکسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲درویشیم به حشمت دارا برابر است
  2. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
  3. شمارهٔ ۲۷۴این ماه چارده که ترا در برابر است
  4. شمارهٔ ۲۷۵رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
  5. شمارهٔ ۲۷۶هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
  6. شمارهٔ ۲۷۷کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
  7. شمارهٔ ۲۷۸لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
  8. شمارهٔ ۲۷۹تا نقاب از عارض آن سرو چمن پیرا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.