پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

از روی نو خط تو دل زار من شکفت

چون نشکفد که سبزه دمید و چمن شکفت

برداشت زلف را زبناگوش او نسیم

در باغ آروزی دل یاسمن شکفت

بی او دلش زغنچه پر از خون حسرت است

از خندهٔ گل ارچه چمن را دهن شکفت

فانوس سان زپهلوی یادش که در دل است

گلهای نور باطنم از پیرهن شکفت

جویا گل همیشه بهار است تا به حشر

هر دل کز آبیاری فکر سخن شکفت

جویا غنیمت است، تو هم دلشکفته باش!‏

کامد بهار و غنچه دمید و چمن شکفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
  2. شمارهٔ ۲۷۲درویشیم به حشمت دارا برابر است
  3. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
  4. شمارهٔ ۲۷۴این ماه چارده که ترا در برابر است
  5. شمارهٔ ۲۷۵رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
  6. شمارهٔ ۲۷۶هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
  7. شمارهٔ ۲۷۷کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
  8. شمارهٔ ۲۷۸لعلت مرا به کام دل آب حیات ریخت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.