پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است

آبداری شمع خلوتخانهٔ گوهر بس است

دست و بازو زیب مردان هنر پرور بس است

باغ رنگین جلوهٔ طاووس بال و پر بس است

بیش از این آیینه از رشک صفایت چون کند

اینکه دندان بر جگر افشرده از جوهر بس است

هر کجا قامت برافروزد قیامت قایم است

زلف بر هم خوردهٔ او شورش محشر بس است

بار کسوت برنتابد از نزاکت حسن هند

پرنیان اخگر تابنده خاکستر بس است

در پناه عجز از جور حوادث ایمنم

صید را جویا نگهبان پهلوی لاغر بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰تنها نه قلب دل نگه او شکسته است
  2. شمارهٔ ۲۷۱پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
  3. شمارهٔ ۲۷۲درویشیم به حشمت دارا برابر است
  4. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
  5. شمارهٔ ۲۷۴این ماه چارده که ترا در برابر است
  6. شمارهٔ ۲۷۵رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
  7. شمارهٔ ۲۷۶هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
  8. شمارهٔ ۲۷۷کوکب بخت سیه روزان مدام افسرده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.