پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

زان لب که نوشداروی جانهای خسته است

یک بوسه مومیایی این دلشکسته است

تا جلوه ای ز صحن چمن رخت بسته است

چشمی است داغ لاله که در خون نشسته است

شادی در این زمانه نباشد جدا زغم

هر غنچه ای که می شکفد دلشکسته است

از سیر چارباغ چه طرف بست

آن را که غم به سینه مربع نشسته است

رفت از فراق سرو تو موزونی ام زطبع

از خاطرم غزال غزل بی تو جسته است

با آنکه از صفای بناگوشت آگه است

چندین گهر برای چه بر خویش بسته است

کی عقدهٔ دلم بگشاید ز سیر باغ

دستی است گل که حسن تو برچوب بسته است

هرگز نگاه لطف، ز جویا مگیر باز

پیرو خمیده قد و نزار است و خسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹از روی نو خط تو دل زار من شکفت
  2. شمارهٔ ۲۷۰تنها نه قلب دل نگه او شکسته است
  3. شمارهٔ ۲۷۱پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
  4. شمارهٔ ۲۷۲درویشیم به حشمت دارا برابر است
  5. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
  6. شمارهٔ ۲۷۴این ماه چارده که ترا در برابر است
  7. شمارهٔ ۲۷۵رهزن دین و دلم آن نرگس جادو بس است
  8. شمارهٔ ۲۷۶هر که او با قامت خم گشته غافل خفته است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.