پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

سوختن شمع شبستان زمن آموخته است

گل ز رخسار تو افروختن آموخته است

در هوای تو سبک سیرتر از بوی گلی م

به غریبی دل ما در وطن آموخته است

بر زمین ساغر سرشار به کف غلطیدن

مست لایعقل من از چمن آموخته است

نیست بی فایده در پیش تو استادن سرو

از تو دامن به میان برزدن آموخته است

پیش از ایجاد جهان بی سر و پا می گشتیم

آسمان بیهوده گردی ز من آموخته است

‏ بی تکلف ز شکر ریزی صائب جویا

طوطی نطق تو طرز سخن آموخته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
  2. شمارهٔ ۲۶۸اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است
  3. شمارهٔ ۲۶۹از روی نو خط تو دل زار من شکفت
  4. شمارهٔ ۲۷۰تنها نه قلب دل نگه او شکسته است
  5. شمارهٔ ۲۷۱پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
  6. شمارهٔ ۲۷۲درویشیم به حشمت دارا برابر است
  7. شمارهٔ ۲۷۳دل افروخته را آفت افسردن نیست
  8. شمارهٔ ۲۷۴این ماه چارده که ترا در برابر است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.