پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟

این مشت شرر از دل سوزان که جسته است؟

از دل نشنیدیم بجز رایحهٔ درد

این قطرهٔ خون از سر مژگان که جسته است؟

تا دامن محشر ز تک و تاز نماند

این گوی فلک از خم چوگان که جسته است؟

هر ذرهٔ ناچیز از او طور تجلی است

این روشنی از شمع شبستان که جسته است؟

از پرتو او هر مژه ام شد رگ برقی

این کوکب روشن زگریبان که جسته است؟

خاکستر آیینهٔ دلهای سیاه است

این گرد ندانم که زدامان که جسته است؟

افروخته جویا زنگه بزم دو عالم

این برق ز ابر صف مژگان که جسته است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
  2. شمارهٔ ۲۶۵سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
  3. شمارهٔ ۲۶۶به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
  4. شمارهٔ ۲۶۷زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
  5. شمارهٔ ۲۶۸اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است
  6. شمارهٔ ۲۶۹از روی نو خط تو دل زار من شکفت
  7. شمارهٔ ۲۷۰تنها نه قلب دل نگه او شکسته است
  8. شمارهٔ ۲۷۱پیوسته ذوق باده چو خون در دل من است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.