پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

چشمت که ز خون ما شرابی است

دایم پی خان و مان خرابی است

روی تو چو آفتاب پرنور

لعلت گل قند آفتابی است

محو خط تست چشم مستت

این کافر گوییا کتابی است

امروز لباس شاهد می

از شیشهٔ بزم او گلابی است

در عین ظهور، روی مستور

پنهان به نقاب بی حجابی است

از پلک دو چشم تر به رویم

گویی که رباعی سحابی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
  2. شمارهٔ ۲۵۸در تماشای رخت تاب و توان از ما نیست
  3. شمارهٔ ۲۵۹هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
  4. شمارهٔ ۲۶۰باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
  5. شمارهٔ ۲۶۱تا تو رفتی صحن گلشن کشت آفت دیده است
  6. شمارهٔ ۲۶۲کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟
  7. شمارهٔ ۲۶۳چسبیده به هم گرچه لب از شهد نکاتت
  8. شمارهٔ ۲۶۴چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.