پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

همین نه لعل ترا معجز دم عیساست

ز رویت آینه را جلوهٔ ید بیضاست

چه دولتی است که در عشق بشکند رنگی

به دستم آینه از عکس خویش خشت طلاست

کسی که در غم عشقت ضعیف شد، داند

که رنگ چهره گرانخیزتر ز رنگ حناست

فزون ز لذت بیداد دولتی نبود

مرا که بر سر شمشیر جور بال هماست

به دور حسن تو دیدیم کوه و صحرا را

کدام سر که نه مانند لاله اش سوداست

مراد دل زکسی جوی بعد ازین جویا

که دست همتش از جمله دستها بالاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
  2. شمارهٔ ۲۶۰باز در جیب و کنارم همه خون ریخته است
  3. شمارهٔ ۲۶۱تا تو رفتی صحن گلشن کشت آفت دیده است
  4. شمارهٔ ۲۶۲کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟
  5. شمارهٔ ۲۶۳چسبیده به هم گرچه لب از شهد نکاتت
  6. شمارهٔ ۲۶۴چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
  7. شمارهٔ ۲۶۵سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
  8. شمارهٔ ۲۶۶به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.