پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است

هر برگ که بینی کف افسوس بهار است

باد سحری بسکه بر او برگ گل افشاند

هر سرو به بستان دم طاووس بهار است

بگشا رخ و بر باده مده عرض چمن را

پرده به رخت پردهٔ ناموس بهار است

رنگین شده از بسکه ز عکس گل و سوسن

هر موج هوا شهپر طاووس بهار است

هر غنچه که گل گشته سراپا لب خواهش

جویا مگر آمادهٔ پابوس بهار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱تا تو رفتی صحن گلشن کشت آفت دیده است
  2. شمارهٔ ۲۶۲کوکب به فلک زآتش پنهان که جسته است؟
  3. شمارهٔ ۲۶۳چسبیده به هم گرچه لب از شهد نکاتت
  4. شمارهٔ ۲۶۴چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
  5. شمارهٔ ۲۶۵سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
  6. شمارهٔ ۲۶۶به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
  7. شمارهٔ ۲۶۷زان لب که نوشداروی جانهای خسته است
  8. شمارهٔ ۲۶۸اشک حسرت روشنی افزای چشم تر بس است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.