پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

نه همین نرگس زچشم می پرستش جام یافت

سرو هم از نخل قدش خلعت اندام یافت

ماند در دل اضطراب عشقم آخر برقرار

چون رگ گل موج می در ساغرم آرام یافت

مدتی چون ماه نو از غم دل خود خورده است

هر که از گردون لب نانی به صد ابرام یافت

پرده های چشم او از جوش حیرت خشک ماند

رخصت نظاره ات تا دیدهٔ بادام یافت

داد گل را رنگ و می را نشئه، مینا را شراب

از لبش در خورد استعداد هر کس کام یافت

از تواند اهل چمن هر یک به انعامی نهال

غنچه بو، گل رنگ، نرگس جام و سرو اندام یافت

کوه تمکینش چو جویا سایه بر دریا فکند

جوهر آیینهٔ موجش ز بس آرام یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷همتم کم نتواند برداشت
  2. شمارهٔ ۲۴۸گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
  3. شمارهٔ ۲۴۹گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
  4. شمارهٔ ۲۵۰قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
  5. شمارهٔ ۲۵۱شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
  6. شمارهٔ ۲۵۲سرتاسر آفاق به فرمان خط اوست
  7. شمارهٔ ۲۵۳دور از تو هر لبی که می ناب خورده است
  8. شمارهٔ ۲۵۴دل به غیر از باده زار و ناتوان افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.