پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست

چیزی که نیست محرم گوشت پیام ماست

لبهای آن صنم به دو عالم برابر است

منت خدای را که دو عالم به کام ماست

عشقی به طاق ابروت از دور می زنیم

هندوی رام چشم ترا رام رام ماست

آگه نه ای ز حال اسیران نبرده را

پای دلت به حلقهٔ چشمی که دام ماست

لبریز مهر ساقی کوثر بود دلم

شکر خدا که صاف محبت به جام ماست

ماییم از سگان در مرتضی علی

شیر درنده فلک امروز رام ماست

نواب ما زفتح تبت کامیاب شد

جویا هزار شکر که دنیا به کام ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶جان چیست؟ عمر من که نیارم از آن گذشت
  2. شمارهٔ ۲۴۷همتم کم نتواند برداشت
  3. شمارهٔ ۲۴۸گلشن در این بهار نه تنها شکفته است
  4. شمارهٔ ۲۴۹گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
  5. شمارهٔ ۲۵۰قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است
  6. شمارهٔ ۲۵۱شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
  7. شمارهٔ ۲۵۲سرتاسر آفاق به فرمان خط اوست
  8. شمارهٔ ۲۵۳دور از تو هر لبی که می ناب خورده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.