پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

قبای پاره نصیبش زچرخ مینایی است

همیشه هرکه چو گل در پی خودآرایی است

بغیر من به خیال کسی گذار مکن

به سیر خلوت دلها مرو که رسوایی است

ز حسن کامل آن دلربایی چار ابرو

کدام دل که نه در چارسوی رسوایی است

زکوة جلوه مپندار سایه بر خاکم

ترا که موسم جوش بهار رعنایی است

به غیر خون جگر خلق را نمی ریزد

میی به ساغر دل تا سپهر مینایی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲سرتاسر آفاق به فرمان خط اوست
  2. شمارهٔ ۲۵۳دور از تو هر لبی که می ناب خورده است
  3. شمارهٔ ۲۵۴دل به غیر از باده زار و ناتوان افتاده است
  4. شمارهٔ ۲۵۵چشمت که ز خون ما شرابی است
  5. شمارهٔ ۲۵۶همین نه لاله به داغ تو ای سمنبر سوخت
  6. شمارهٔ ۲۵۷همین نه لعل ترا معجز دم عیساست
  7. شمارهٔ ۲۵۸در تماشای رخت تاب و توان از ما نیست
  8. شمارهٔ ۲۵۹هر غنچه به گلشن دل مأیوس بهار است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.